|
پهلوان زنده راعشق است !!!
|
فقر گرسنگي نيست . . . . . فقر عرياني نيست . . . . فقر گاهي زير شمشهاي طلا خود را پنهان مي كند . . . .فقر چيزي را نداشتن است ولي آن چيز پول نيست ، طلا نيست ، غذا نيست . . . . . فقر ذهن ها را مبتلا مي كند . . . .. فقر بشكه نفت را در عربستان تا ته سر مي كشد . . . .. فقر همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفته يك كتابفروشي مي نشيند . . .. فقر تيغه هاي برنده يك ماشين بازيافت است كه روزنامه هاي برگشتي را خرد مي كند .. . . فقر كتيبه سه هزار ساله ايست كه روي آن يادگاري نوشته اند . . .. فقر به همه جا سر مي كشد . . . . فقر شب را بي غذا سر كردن نيست ، روز را بي انديشه سر كردن است .
*می خواهم حرف هايت را بفهمم
غم نان اگر بگذارد

این بیچاره ظاهرا به بن بست رسیده!

اینم آقا پیتر که می خواسته این چند جمله ای رو حل کنه!

اینم دوست نابغه ماکه موفق شده ايكس روپيداكنه!

اينم كه ديگه آخرشه!!!

اینم بدون شرح!
همين كه نعش درختي به باغ مي افتد
بهانه باز به دست اجاق مي اقتد
حكايت من و دنيا يتان حكايت آن
پرنده ايست كه به باتلاق مي افتد
عجب عدالت تلخي كه شادماني ها
فقط براي شما اتفاق مي افتد
تمام سهم من از روشني همان نوريست
كه از چراغ شما در اتاق مي افتد
به زور جاذبه سيب از درخت چيده زمين
چه ميوه اي ز سر اشتياق مي افتد
هميشه همره هابيل بوده قابيلي
ميان ما و شما كي فراق مي افتد؟

جشنواره الگوهاي تدريس سال گذشته همين موقع ها تواهواز برگزار شد.تو بخش نامه اي كه داده بودن جشنواره قرار بود به دوبخش "طرح درس" و " ارايه تدريس" تقسيم شود. هربخش داراي200 امتياز بود وقراربودميانگين آنها به عنوان نمره نهايي محسوب شود.منم به همراه دوستم به عنوان نماينده ايذه شركت كرديم.چندين روز وقت گذاشتيم تا يه طرح درس با كيفيت وعملي! رو طراحي كرديم وكلي هم روي درس "دستگاههاي شمار" كاركرديم.سه تا داور از شهرهاي مختلف اومده بودن.مارو به يه مدرسه تو "شهرك نفت" بردن كه فكر كنم يكي از مدارس با امكانات اهواز بود.توهركلاس يه دونه كامپيوتر وبا كلي امكانات ديگه(توشهرما مدارس هم به زوركامپيوتردارن).پس از ارايه تدريس وموقعي كه قرار بود برگرديم تو سالن از يكي ازداورها پرسيدم كه نظرتون راجع به تدريس من چي بود. برگشت وگفت : به ما گفتن هركي كه "وسيله كمك آموزشي" درست كرده رو به عنوان نفر اول انتخاب كنيم.(بدون توجه به عملي بودن آن وبدون تو.جه به روش تدريس يا طرح درس مورد نياز براي ارايه آن واينكه آيا مي توان ازآن در همه مدارس استان استفاده كرد.واصولا اينكه آيا وسيله مهم تر است ياروش آموزش يك مطلب واستفاده از آن واصلا ساخت وسيله كمك آموزشي اسمش ميشه الگوي تدريس؟)
پ ن 1 : اولا بهتره بخش نامه ها رو اصلاح كنيدوالكي شيوه امتيازدهي منظور نكنيد.
پ ن 2: تو فرم امتياز دهي استفاده از وسيله كمك آموزشي كلا 10 امتياز داشت.(از 200 امتياز روش تدريس)
پ ن 3 : پيشنهاد ميكنم اسم جشنواره روبه جاي "الگوهاي تدريس" بذارن "جشنواره وسايل كمك آموزشي"
پ ن 4 : امسال جشنواره رياضي برگزار نشد .
پ ن 5 : به نظر من بهتره هرمعلمي از كلاس خودش توهر منطقه اي كه هست فيلم بگيره وبراي داور ها بفرسته تا با توجه به امكانات اون منطقه در موردش قضاوت بشه واگه چيز جالبي تو تدريس ها بود به تمامي مناطق ارسال بشه تا مورد استفاده همه قراربگيره.

هيچكس منتظر خواب تو نيست
كه به پايان برسد
لحظه ها مي آيند
سالها مي گذرند
وتودرقرن خودت مي ماني
ما از اين قرن نخواهيم گذشت
با قطاري كه كسان ديگري ساخته اند
هيچ پروازي نيست برساند مارا به قرن دگران
مگرانگيزه وعشق
مگرانديشه وعلم
وتقلا وتلاش ...
داس بي دسته ما
سالها خوشه نارسته بذري را مي چيند
كه به دست پدران ما برخاك نريخت...
كودكان فردا
خرمن كشته امروز تو را
در نگاه تاريخ
درنگاه فردا...
قدر اين لحظه بدان
قدراين عمربدان
زندگي ساعت ديواري نيست
كه اگرهم خوابيدبتواني آنرا
به همين كوتاهي كوك كني
برساني خودرا
به زمان دگران
كاميابي صدفي نيست
كه آنراموجي
بكشدتاساحل...
بخت از آن كسي است
كه مناجات كند باكارش
ودرانديشه يك مساله خوابش ببرد
وكتابش رابگذارد زير سرش
وببينددرخواب
حل يك مساله را
باز با شادي درگيري يك مساله بيدارشود
بخت از آن كسي است كه چنين مي بيند وچنين مي كوشد
دراين خانه رخوت بگشا
بازهم منتظري؟
هيچ كس بردراين خانه نخواهدكوبيد
ونمي گويدبرخيز!
كه صبح است ،بهارآمده است...
اسب انديشه خود را زين كن
تو بهاري، آري ...
پ ن : شعر ازمرحوم مجتبي كاشاني
هنگامی که از فیثاغورس پرسیده شد رفیق چیست؟
جواب داد: “کسی که من دیگریست بدان گونه که ۲۲۰ و ۲۸۴ هستند.” مفهوم عبارات بالا از نظر ریاضی چنین است: مقسوم علیه های ۲۸۴ عبارتند از: ۱٬۲٬۴٬۷۱٬۱۴۲ که مجموعشان ۲۲۰ است و از طرف دیگر مقسوم علیه های ۲۲۰ عبارتند از: ۱٬۲٬۴٬۵٬۱۰٬۱۱٬۲۰٬۲۲٬۴۴٬۵۵٬۱۱۰ که مجموع اینها برابر ۲۸۴ است.
فیثاغورسیان چنین اعدادی را اعداد متحابه (دوست دار هم) می نامیدند. با اینکه کشف چنین اعدادی برای یونانیان مشکلات زیادی را به همراه داشت اما کار مورد علاقه یونانیان بود. بهرحال کشف اینگونه اعداد پیشرفت زیادی نداشت و تا بحال سه زوج دیگر از این اعداد کشف شده اند که به قرار زیر می باشند: ۱۷۲۹۶ ٬ ۱۸۴۱۶ که در سال ۱۶۳۶ میلادی توسط فرما شناسایی شد. ۹۴۳۷۰۵۶ ٬ ۹۳۶۳۵۸۴ که توسط دکارت ارایه گردید. ۱۱۸۴ ٬ ۱۲۱۰ که توسط پاگانینی در سال ۱۸۶۷ میلادی معرفی شد. سوالی که تاکنون ذهن ریاضیدانان را به خود مشغول کرده اینست که آیا بینهایت از این زوجها وجود دارد یا خیر؟ البته هندیها اعداد متحابه را قبل از فیثاغورس شناخته بودند. همچنین قسمتهایی از کتاب مقدس را میتوان یافت که نشان می دهد یهودیان چنین اعدادی را مبشر سعادت می دانستند. نکته جالب دیگر داستان مورد تردید یک شاهزاده دوره باستان است که نامش بنا به علم حروف برابر عدد ۲۸۴ بود. این شاهزاده سالهای سال دنبال دختری برای ازدواج میگشت که نامش برابر عدد ۲۲۰ باشد و معتقد بود که این عامل باعث خوشبختی در زندگی او می شود.

گرامي مي داريم... روز... و روز...وسالروز...و...وهمچنين روزمعلم رانيزگرامي ميداريم...
ازيه هفته پيش تاحالادانش آموزان در تدارك مراسم جشني براي روز معلم بودند.كلي دعوت نامه چاپ كردن ودادن دست معلمهاي امسال وپارسال،ولي يه اتفاق غير منتظره – گرد وغبارشديد- مدارس استان روتعطيل كرد.وايضا جشن بچه هارو.از شانس ماست ،بعدبوقي مثلا خواستن واسه ماجشن بگيرن....
كلي پيامك اومده وهمه هم نوشتن "روز معلم مبارك" دريغ از يه ذره ذوق. تازه يكي گفته بايد دعوتي بدي. يعني چي اونوقت؟
خودم هم براي خيلي ها نوشتم كه "روزم مبارك"(چيه؟خوب بيچاره ها يادشون رفته بود،بايدبهشون يادآوري مي كردم.)
چه خوش گفت فردوسي پاكزاد
كه فرزندمراعشق بياموزودگرهيچ(باز چيه؟خودم ميدونم)
آري امروز روز من است
نه براي هديه هاي رنگارنگ
نه براي گلباران سوسن وياس
همه گلهاي زندگي همراه من است.
هيييييييييييييييييييييييييييييييي روزگار
وبدانیم که زندگی نموداری سینوسی است
اگرپی دوم دارد سه پی دوم هم دارد!

شاخه هاپژمرده است
سنگ ها افسرده است
رودمی نالد
جغدمی خواند
غم بیامیخته بارنگ غروب
می تراود زلبم قصه سرد:
دلم افسرده دراین تنگ غروب
