تبليغاتX
نوشته هاي يك دبير رياضي
پهلوان زنده راعشق است !!!
 

خوشا به حال مردم با صفا

خوشا به حال آنان که درد خویش را به یاد دارند ودر آن سرمستی خویش را می جویند.

خوشا به حال آنان که مهربانند زیرا با همان مهربانی خویش تسلی می یابند.

خوشا به حال آنان که دلی پاک دارند زیرا با "خدا" یگانه می شوند.

خوشا به حال بخشایندگان زیرا بخشش را نصیب میبرند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بگذارید کسی که دستان آلوده اش را باجامه شما پاک میکند جامه تان را باخود ببرد.او دوباره محتاج آن

خواهد شد اما شماهرگز

کسی که دریافت میکند نگران نیست اما کسی که می بخشدبار دغدغه ای را به دوش میکشد تا این

بخشش از منظر عشقی برادرانه و یاری دوستانه باشد نه برای ارضای خود

توهنگام بخشش به واقع کریمی . هنگام بخشش چهره ات رابگردان تا شرم را در نگاه آن که می گیرد

نبینی.

کسانی که به تو مار میدهند هنگامی که تو از آنان ماهی می خواهی ممکن است چیزی به جز مار برای

بخشیدن نداشته باشند. این کار از طرف آنها نوعی سخاوت است.

سخاوت آن نیست که آنچه را که من بیش از تو به آن نیاز دارم به من ببخشی بلکه آنست که به من

ببخشی آنچه را که بیش از من به آن نیاز داری.

زیبایی در قلب کسی است که مشتاق آنست. روشنتر می درخشد تادرچشمان کسی که آن را می بیند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 15:47  توسط پاچاد  | 

ديگه  حوصله نوشتن ندارم

                          مرد راگفتند : زندگي زيباست

زندگي

                          گفت: " من زنم مرده ست و جوانم رفته اجباري"

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 17:40  توسط پاچاد  | 

 

  

توضیح:از این یه بعد میخوام بیشتر راجع به مسایل آموزشی واتفاقات مدرسه بنویسم.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این هم دلنوشت من:

دل دردمنده

خوه دروریش

انجه انجه اش بکنی

وتش سپاریش

(امیدوارم به مترجم نیازی نباشه!!!)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 15:16  توسط پاچاد  | 

 

 

از يك گروه دانش آموزخواستند عجايب هفت گانه رابنويسند.علي رغم اختلاف نظرها

 

اكثرا اين ها رابه عنوان عجايب هفت گانه نام بردند: اهرام ثلاثه مصر ،فانوس دريايي

 

اسكندريه ،  باغهاي  معلق بابل ،ديوار چين ،تاج محل ،كانال پاناما وآرامگاه موسولوس

 

پادشاه آسياي صغير.

 

آموزگارهنگام جمع كردن نوشته هاي دانش آموزان متوجه شد كه يكي از آنهاهنوز

 

كارش راتمام نكرده است .از او پرسيدكه آيا مشكلي  پيش آمده؟

 

او جواب داد بله كمي مشكل دارم،چون تعدادشگفتي ها خيلي زياداست ومن نمي

 

دانم كدام رابنويسم ،آموزگار گفت؛آنهايي راكه نوشته اي نام ببرشايدما هم بتوانيم

 

كمك كنيم.

 

دانش آموزباترديدچنين خواند؛

 

به نظر من عجايب هفت گانه دنياعبارتند از؛

 

ديدن

 

شنيدن

 

لمس كردن (يا نوازش كردن)

 

چشيدن

 

احساس كردن

 

خنديدن

 

دوست داشتن

 

اتاق درچنان سكوتي فرورفت كه حتي صداي زمين افتادن سوزني شنيده مي شد.

 

آن چيز هايي كه به نظرمان ساده ومعمولي مي رسندولي آنها راناديده  ودست كم

 

مي گيريم،حقيقتا شگفت انگيزند.!باملايمت به يادمان مي آورندكه باارزش ترين چيز

 

هاي زندگي ساخته دست انسان نيستندوآنهارانمي توان خريد.آنقدر خود را مشغول

 

نكنيد كه بي تفاوت ازكنارشان بگذريد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 16:46  توسط پاچاد  |