تبليغاتX
نوشته هاي يك دبير رياضي
پهلوان زنده راعشق است !!!
  • ديروز سركلاس  دوم، پشتم به دانش آموزان بود و مشغول درس دادن بودم . يه لحظه برگشتم وپشت سرم رو نگاه كردم با نهايت تعجب ديدم نصف بيشتر دانش آموزان از كلاس بيرون رفته وبقيه هم به زير ميز رفتن.........

آره درسته زمين لرزه اومده بود ومن از بس گرم درس دادن بودم متوجه نشدم........

خلاصه بعد از كلي خنديدن گفتم : خوب نامردا! لااقل به من هم مي گفتيد فرار كنم.

 

  • امروز يكي از دانش آموزان كلاس سوم رو به شدت تنبيه كردم. بدجوري رفته بود رو اعصابم . اولش فكر مي كردم حقشه. ولي الان كه آروم شدم مطمئنم كه مي تونستم برخورد بهتري داشته باشم.واقعا كار كردن با بچه هاي مقطع راهنمايي خيلي سخته. اگه بخواي باهاشون راحت بشي بي جنبه ميشن واگه بهشون اخم هم بكني تا يك هفته باهات قهرن.....

خدايا به من سعه صدري عطا كن تابتونم كارم رو با آرامش بيشتري انجام بدم.....(بگيد آمين)

 

  • با چند تا از دانش آموزام خيلي راحتم. يكي از اونا كه شماره موبايلم رو هم داره چند روز پيش اين پيام رو برام فرستاده بود:

آقا اگه شما جزو برندگان يك مسابقه باشيد وازتون بخواهند يكي از اين جوائز رو انتخاب كنيد كدوم رو انتخاب مي كنيد:

الف)يك كيلو سكه نيم بهار آزادي                           ب)نيم كيلو سكه تمام بهار آزادي

 

  • ششمين شماره نشريه داخلي مدرسه رو هم منتشر كرديم.(با عنوان همشاگردي) اگه شد بعدا ميذارمش تو وبلاگ.

 

  • .................................................................... پاک شد

 

  • يعقوب صبر داشت ودوري كشيده بود

چون نيستم صبور چرا امتحان دهم

يوسف فروختن به زر ناب هم خطاست

نفرين اگر تو را به تمام جهان دهم

 

پ ن1: وجدان راحت غالبا نتيجه حافظه بد است.

پ ن2: در سه كار نبايد عجله كرد: تولد،ازدواج و مرگ.

پ ن3: با يك بارازدواج كه آدم نمي ميرد،بگذار يك بار هم  شده امتحان كنم كه پدرانم چه كشيدند.!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 22:38  توسط پاچاد  | 

این پست واسه اینه که عنوان وبلاگ یه ارتباطی با نوشته هاش داشته باشه!

ميگن يه رياضيدان پس از مرگش، يه شب مياد به خواب دوستش كه

 

 اتفاقا اونم رياضيدان بوده. دوستش ازش مي پرسه اون دنيا

 

چطوره؟ميگه هيچي بابا! اينجا هم همه چيز همونطوريه. اونجا رياضي

 

بود ،اينجا هم رياضي هست، گاوس ، اويلر ،نيوتون و... هم اينجان.

 

هرچند وقت يه بار هم يه دانشمندي بايد كنفرانس بده،مثلا چند روز

 

پيش نوبت گاوس بود ، اتفاقا پس فردا هم واسه تو كنفرانس گذاشتن!!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 21:12  توسط پاچاد  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:32  توسط پاچاد  | 

بهمن علائدين در سال   ۱۳۱۹  در منطقه عشايري لالي از توابع مسجد سليمان به دنيا آمد  وي پس از تكميل تحصيلات متوسطه آن زمان به خدمت آموزش و پرورش در آمد و تا سن بازنشستگي در كسوت معلمي انجام وظيفه مي كرد  از سال   ۱۳۵۰   در كنار شغل معلمي ،‌همكاري خود را با راديو اهواز آغاز كرد و با همراهي منصور قنادپور نوازنده سنتور كه شيوه نوازندگي‌ و تنظيم اركستري‌اش بسيار متأثر از استاد پايور بود، آثاري را به دو گويش فارسي و بختياري ارائه داد  پس در سال  ۱۳۶۵ نخستين نوار شركتي وي با نام  مال كنون  به بازار موسيقي آمد اين كار با آنكه بيست سال از زمان توليد و انتشار اوليه‌اش مي گذرد، همچنان رتبه اول فروش نوارهاي بختياري را از آن خود كرده است  شش سال بعد دومين كار او با نام  هي جار  و باز هم با آهنگسازي و تنظيم عطاءا... جنگوگ روانه بازار شد  هي جار  نيز محبوبيت و مقبوليت فراواني يافت ولي هرگز به پاي  مال كنون  نرسيد مسعود بختياري پس از اين دو اثر شاخص خود، سه اثر ديگر به نام‌هاي  آستاره ،  برافتو  و  تاراز  را با كمترين تعداد نوازنده به علاقه‌مندان موسيقي بختياري ارائه داد. همپاي هميشگي وي در غالب نوار ها و كنسرت‌ها،‌ علي حافظي نوازنده تواناي ني بختياري بود

بهمن علائدين بزرگ مرد موسيقي بختياري كه در جامعه هنري به مسعود بختياري معروف بود، شنبه ۱۳آبان۱۳۸۵ در امامزاده طاهر كرج به خاك رفت  در اين مراسم برخي از همراهان سال‌هاي دور وي نظير منصور قناد پور، مهدي آذرسينا و علي حافظي حضور داشتند.

خدايش رحمت كند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 22:8  توسط پاچاد  |