|
پهلوان زنده راعشق است !!!
|
از كدامتان بگويم؟ازتوكه وقتي سوالي رامي خوانم بايدچندبرابربقيه صبر كنم تا
بنويسي،تازه اگربتواني بنويسي.ومن هيچ كاري ازدستم برنمي آيد....
ياازتوبنويسم كه تمام لذتم اينست كه برگه رياضي ات راتصحيح كنم ويك نمره 20قشنگ
گوشه برگه ات بنويسم وآدمك خندان رابرايت بكشم.ولي وقتي سركلاس مي آيم وتورا
مي بينم قيافه ام برعكس آدمك مي شود وتو هميشه از من مي خواهي كه
لبخندبزنم.قربان دل بزرگت بروم ،آخر من كه مي دانم توبا اين همه استعدادآخرسرآواره
شهرهاي دورونزديك مي شوي....
ياازتوبگويم كه هميشه راهت راطولاني مي كني تابيشترباهم حرف بزنيم وتوبيشتردرددل
كني وازخودت بگويي وازآرزوهايت وازجاي خالي پدرت وازرنجهاي مادرت ومن كه فقط مي
توانم دستت رابه گرمي بگيرم ودوستت بدارم.....
و براين افتخارمي کنم که روز هاي خودم را با دنياي پاک و پر از صداقتت به شب مي رسانم
ترا دوست دارم زيرا با کمترين لوازم ادامه ي حيات بهترين افتخارات را کسب مي کني
راستش را بخواهي به دل پاکت غبطه مي خورم آن زمان که به راحتي اشتباهت را
مي پذيري در موقعيتي که ديگران اشتباهاتشان را قبول ندارند تو درصدد جبران بر مي
آيي، در حالي که ديگران توجيه خطا هايشان را مي کنند ،به تو افتخار مي کنم آن زمان
که با شجاعت هرچه تمام اشکالات کلاسم را مي گويي هرچند مي ترسی، شايد در
وجود من آن معرفت درست تو نباشد و ترا از حقوق واقعيت در کلاس محروم کنم،
دوستت دارم آن زمان که در حل مسأله اشکال داري!زيرا نديده ام که صورت مسأله را
پاک کني .آن زمان که به آساني آموخته هاي خود ت را بدون هيچ چشم داشتي در
اختيار ديگر دوستانت مي گذاري به جامعه ي کوچکي که در آن قرار گرفته ام به خودم
مي بالم چرا که جامعه ي برون داراي آن همه خوبي هاي تونيست آن زمان که دستان
کوچکت عظمت هايي از خلقت خداوند مهربان را ساخته بود دلم شادترين لحظات را به
خودش مي ديد وقتي که نامه ي خوبت را که براي خدا نوشته بوديد و اجازه ي خواندنش
را به من دادي فهميدم دنياي شيرين و بي غل وغشي داري آن زمان که به کلاس مي
آيم با تمام وجود جلو پايم بلند مي شوي بارها مرا شرمنده ي خود نموده اي وانديشيده
ام که من بايد جلو پايت به احترام برخيزم زيرا تو در پاکي خوبتريني، از چه بگويم که در
وجود کوچکت نديده باشم و براي من سرمشق نباشد، راستش را بخواهي مدتي است
در آن فکرم که پيامبر خوب خدا در سلام کردن از همه پيشي مي گرفت، اکنون هرچه
فکر مي کنم آن صفات خوب در تو وجود دارد و در من ...!
پ ن۱:همیشه یک جای کارمی لنگد
پ ن۲:به حسن خلق ووفاکس به یار مانرسد.!
پ ن۳:اینجوری نگاه نکن.حتماربط داشته دیگه.!
پ ن۴:خداونداخودت زیباجهانت راچرازشت آفریدی؟!
ميگن يه معلمي به دانش آموزاش اين موضوع انشاء روداد:معلم انشاي خود
راتوصيف كنيد.بعدازچند دقيقه يكي ازآخركلاس پرسيد:آقااجازه لندهووررو
چه جوري مي نويسن؟حالا شده حكايت ما
نيست كه چيزي واسه نوشتن نداريم....