|
پهلوان زنده راعشق است !!!
|
هيچكس منتظر خواب تو نيست
كه به پايان برسد
لحظه ها مي آيند
سالها مي گذرند
وتودرقرن خودت مي ماني
ما از اين قرن نخواهيم گذشت
با قطاري كه كسان ديگري ساخته اند
هيچ پروازي نيست برساند مارا به قرن دگران
مگرانگيزه وعشق
مگرانديشه وعلم
وتقلا وتلاش ...
داس بي دسته ما
سالها خوشه نارسته بذري را مي چيند
كه به دست پدران ما برخاك نريخت...
كودكان فردا
خرمن كشته امروز تو را
در نگاه تاريخ
درنگاه فردا...
قدر اين لحظه بدان
قدراين عمربدان
زندگي ساعت ديواري نيست
كه اگرهم خوابيدبتواني آنرا
به همين كوتاهي كوك كني
برساني خودرا
به زمان دگران
كاميابي صدفي نيست
كه آنراموجي
بكشدتاساحل...
بخت از آن كسي است
كه مناجات كند باكارش
ودرانديشه يك مساله خوابش ببرد
وكتابش رابگذارد زير سرش
وببينددرخواب
حل يك مساله را
باز با شادي درگيري يك مساله بيدارشود
بخت از آن كسي است كه چنين مي بيند وچنين مي كوشد
دراين خانه رخوت بگشا
بازهم منتظري؟
هيچ كس بردراين خانه نخواهدكوبيد
ونمي گويدبرخيز!
كه صبح است ،بهارآمده است...
اسب انديشه خود را زين كن
تو بهاري، آري ...
پ ن : شعر ازمرحوم مجتبي كاشاني